کالبدشکافی جزء به جزء مادربرد X99-Deluxe II

 

کالبدشکافی جزء به جزء مادربرد X99-Deluxe II

کالبدشکافی جزء به جزء مادربرد X99-Deluxe II

10

ایسوس به تازگی سری جدید مادربرد های چیپ ست X99 خود را رونمایی کرده و در حال حاضر ما در این پست قصد داریم تا یکی از پرچمداران این سری را با هم کالبد شکافی کنیم!

پس از در اختیار گرفتن مادربرد X99-Deluxe II، به دلیل اینکه هنوز پردازنده های جدید اینتل رو نمایی و اکران نشده اند، زمان را غنیمت شمرده و شما عزیزان را با این مدل بیشتر آشنا می کنم. تمامی عکاسی ها و متون اختصاصی سایت گیمفا می باشد، امیدوارم که از آن لذت ببرید.

قبل از هرچیز، نگاهی به بسته بندی X99-Deluxe II می اندازیم:

ظاهر بسته بندی درست مانند همه سری های Deluxe است به طوری که بدون نیاز به باز کردن درب کارتن، می توان مادربرد را مشاهده کرد. اما این بار ایسوس به بسته بندی بیشتر اهمیت داده و نظم بسیاری در این مدل به کار گرفته است:

 

 

1

2

3

 

4

12

13

کلیه وسایلی که در جعبه وجود دارد در لیست زیر است:

 

Name QTY
User’s manual 1
ASUS Q-Shield 8
 SATA 6Gb/s cables 1
ASUS 2-Way/3-Way SLI bridge 1
M.2 X4 bracket 1
M.2 Screw Package 1
CPU installation tool 1
Supporting DVD 1
ASUS 3T3R dual band Wi-Fi moving antennas (Wi-Fi 802.11a/b/g/n/ac compliant) 1
HYPER M.2 X4 with M Key design, type 2230/2242/2260/2280/22110 storage devices support (Support PCIE SSD only) 1
Fan Extension Card (3 x 4-pin fan out) 1
Thermistor cables 3
RGB LED Extension cable 1
Onboard M.2 X4 Bracket 1
Q-connector 1
Fan Extension Cable 1
Fan Extension Card screw package 1
ThunderboltEX 3 Card 1
miniDP to DP cable 1
ThunderboltEX 3 Cable 1

5

نمایی از مادربرد

15

کیت اضافه شونده ThunderBoltEX 3

 

با هم نگاهی کلی به مادربرد می اندازیم:

 5

6

7

23

24

ایسوس برای این سری هم از سوکت ابداعی و معروف خود به نام OC Socket استفاده کرده است.

برای شکاف های توسعه هم در این سری با اضافه کردن لایه ای فلزی و لحیم شده به بورد Safe Slot را معرفی کرده که در پایین مشاهده می کنید:

8 9

این مادربرد می تواند از پیکربندی های زیر برای کارت گرافیک استفاده کند:

Supports NVIDIA® Quad-GPU SLI™ Technology
Supports NVIDIA® 3-Way SLI™ Technology
Supports AMD Quad-GPU CrossFireX™ Technology
Supports AMD 3-Way CrossFireX™ Technology

  Multi-GPU Support

 

40-Lane CPU-                     
4 x PCIe 3.0/2.0 x16 (single at x16, dual at x16/x16, triple at x16/x16/x8, quintuple at x8/x8/x8/x8/x8 mode) *1
28-Lane CPU-
3 x PCIe 3.0/2.0 x16 (x16, x16/x8, x8/x8/x8) *2
28-Lane CPU-
1 x PCIe 2.0 x16 (x1 mode)
1 x PCIe 2.0 x16 (max at x4 mode) *3
1 x PCIe 2.0 x1

  Expansion Slots

ایسوس برای این سری از مادربرد ها امکان استفاده از فن های با آمپراژ بالا را نیز در نظر گرفته که در زیر هدر مخصوص به این فن ها را مشاهده می کنید:

11

  برای استفاده آسانتر از مادربرد در خارج از کیس یا روی میز، ایسوس دکمه های خاموش/روشن، ریستارت، Clear Cmos و کلید های فعال/غیرفعال کردن SLI/CFx ، XMP را به همراه یک دیباگر برای نشان دادن وضعیت فعلی مادربرد ، در پایین مادربرد قرار داده است.

همچنین دکمه کاربردی MemOK نیز مانند سری های قبلی کنار اسلات رم وجود دارد:

هدرهای مربوط به RGB، USB نیز قابل مشاهده است.

25

26

25 (2)

برای ذخیره سازی ایسوس چیزی را از قلم نینداخته و 6 پورت SATA 6Gbs، 2 پورت SATA Express، دو پورت U.2 ، یک کیت اضافه شونده HYPER M.2، و یک پورت M.2 به همراه براکت آن وجود دارد.

27

28   16

کیت فن هدر

14

کیت Hyper M.2

17

در قسمت پنل پشتی نیز ایسوس مجموعه ای متنوع از پورتها را درنظر گرفته است:

یک دکمه برای فلش کردن بایوس، دو پورت شبکه اینتل، چهار پورت USB 3.0، چهار پورت USB 2.0، و سه پورت USB 3.1 نوع A (رنگ فیروزه ای) و یک پورت USB 3.1 نوع C، سه اتصال دهنده آنتن وایرلس 3X3، یک رابط نوری SPDIF، و جک های صدا در درسترس است که توسط پوششی سفید پوشانیده شده است:

18

تجهیزات صوتی این مادربرد هم با فناوری Crystal Sound 3 عرضه شده که در ادامه نگاهی دقیقتر به آن می اندازیم:

IMG_8540

تا اینچای کار نگاهی به قطعات و محتویات در دسترس این مادربرد انداختیم. وقت آن است که پوششها و بخش های سطحی مادربرد را باز کرده و نگاهی به درون آن بیندازیم:

ابتدا پوشش پلاستیکی آن را باز می کنیم.

قبل از هرچیز هیت سینک آلومینیومی قطور آن در بخش مدار تغذیه به چشم می آید:

1 (2)

هیت سینک ها تمام مدار تغذیه را پوشانده و برای تبادل حرارت بهتر بین هیت سینک و کامپوننت ها، یک لایه ترمال پد نیز بین آنها قرار دارد:

IMG_8575

مانند همه مادربرد ها یک ورودی 24 پین برای شریان اصلی برق کل مادربرد و دو ورودی 8 و 4 پین برای تامین برق مدار تغذیه در نظر گرفته شده است:

31

در تصویر زیر مدار تغذیه این مادربرد را ملاحظه می کنید:

8 فاز برای CPU و 2+2 فاز برای رم ها در این مادربرد وجود دارد.

IMG_8558فاز های مربوط به پردازنده

IMG_8559

IMG_8562

فازهای مربوط به رم ها

تمام خازن ها از نوع خازن های با کیفیت 10K هستند تا دوام و پایداری به حد اکثر برسد.

دو چیپ Digi+ هم وظیفه مدیریت ولتاژها و جزیان ها را بر عهده دارند که یکی در سمت راست و دیگری در سمت چپ مادربرد قرار دارد:

32

32 (2)

در ادامه هم بقیه قطعات( ماسفت ها ماسفت درایورها) را مشاهده می کنید که در بررسی کامل، مفصل به تک تک آنها خواهیم پرداخت.

IMG_8566

IMG_8565

IMG_8573

ایسوس برای کارهایی مثل اورکلاکینگ، کنترل و مدیریت فن ها از چیپی ابداعی با نام TPU استفاده می کند. در این مادربرد دو چیپ یکی در کنار IHS چیپ X99 و دیگری در پشت مادربرد قرار دارد.

IMG_8550

33

خوب از بحث مدار تغذیه خارج می شویم و نگاهی به چیپ ست X99 می اندازیم:

IMG_8555

در این سری از مادربورها ایسوس برای جلوه بصری بهتر از LED های RGB استفاده کرده است:

سه LED با نور RGB در کنار چیپ ست وجود دارد که در تصویر زیر آنها را مشاهده می کنید:

IMG_8556

IMG_8557

نگاهی به تجهیزات صوتی آن می اندازیم:

IMG_8567

PCB ایزوله شده به همراه خازن های طلایی پریمیوم ژاپنی، چیپ Realtek® ALC1150 بخش اصلی تشکیل دهنده کارت صدای این مادربرد است که می تواند صدایی با وضوح بالا و قدرت 112dB برای این مادربرد تولید کند.

21

ایسوس از یک چیپ اختصاصی صرفاً جهت تعریف ماکرو برای دکمه های کیبورد استفاده کرده است:

IMG_8569

برای بخش شبکه ایسوس از چیپ های اینتل Intel® I218V و Intel® I211-AT استفاده کرده است:

یادآورم می شوم که این شرکت برای تجهیزات شبکه از فناوری های LANGuard و نرم افزار ASUS Turbo LAN نیز برای بهبود کارایی شبکه بهره می برد.

IMG_8572

30

برای شبکه وایرلس هم از یک ماژول 3×3 دو بانده استفاده کرده است. این ماژول با فناوری Wifi-Go! کار می کند. همچنین Bluetooth نسخه 4.0 نیز در آن وجود دارد.

22

با توجه به عدم پشتیبانی ذاتی چیپ X99 از USB 3.1 و محدودیت در تعداد پورت های USB 3.0، ایسوس با استفاده از چیپ های کمکی شرکت Asmedia امکان استفاده از USB 3.1 توسط ASM1142 و USB 3.0 توسط ASM1074 را در این مادربرد فراهم آورده است:

IMG_8552ASM1142

IMG_8570ASM1074

29

برای پورت های SATA اضافه هم از چیپ  ASM1184e شرکت Asmedia استفاده کرده است:

IMG_8553

ایسوس با استفاده از نورپردازی Aura جلوه ای زیباتر به مادربورهای خود بخشیده است. نور RGB توسط چراغ های LED در کنار کارت صدا، چیپ ست X99، و همچنین با بازطراحی پورت PCIe و ناچ شفاف آن جلوه بصری زیبایی در این مادربرد اعمال کرده است.

کاربر می تواند به سادگی از طریق نرم افزاری که در DVD مادربرد وجود دارد این نورپردازی را به دلخواه خود شخصی سازی کند.

برای نشان دادن این نورپردازی، مادربرد را به پاور متصل کردیم که تصاویر آن را در زیر مشاهده می کنید:

IMG_8594

IMG_8593

IMG_8592

تا اینجا صرفاً به معرفی ظاهر این مادربرد پرداختیم. به زودی پس از اکران پردازنده های نسل جدید اینتل، بررسی کامل و تخصصی هر بخش از این ابرمادربرد تولید شده غول دنیای سخت افزاری یعنی ایسوس را برایتان در سایت قرار خواهم داد

فروشگاه اینترنتی .www.top700.com

 

به سفارش دوستان


 

فروشگاه اینترنتی .www.top700.com 

 

حتما به این سایت سر بزنید

سرعتی‌ترین بازیکنان فوتبال دنیا

 

10. خسوس ناواس

 

 

اگر ناواس سرعت نداست، تا این حد خوب نبود. این اسپانیایی سرعتی یکی از سریع ترین بازیکنان دنیای فوتبال است اما معمولاً استعداد خود را تلف می کند و نمی تواند از سرعت خود استفاده کند. این بازیکن سرانجام کشور خود را ترک کرد تا در منچستر سیتی کار خود را ادامه دهد و از همان زمان هواداران خود را مأیوس کرده است. سرعت او به قدری خوب است که در موقعیت های خطرناک قرار می گیرد اما به ندرت می تواند از آن ها استفاده کند. او به بازیکن محبوب پیگرینی تبدیل شد اما نتوانست پاداش اعتماد او را بپردازد.

 

9. کریستیانو رونالدو

 

 

زمانی کریستیانو رونالدو مرد شماره ی یک این فهرست بود، اما سن او در عین حال که بر تجربه هایش اثر مثبت می گذارد از سرعت او کاسته است. اگرچه او مانند قبل سریع نیست هنوز می تواند جزء سریع ترین فوتبالیست های دنیا طبقه بندی شود. رونالدو در زمانی که خوب می دوید می توانست از هر مدافعی سریع تر پیشتازی کند. این روزها مانند قبل نمی دود اما باز هم می تواند از هر مدافعی گذر کند. رونالدو هنوز هم کابوس مدافعان است. از همه مهم تر، در حالی که پاهایش کند شده اند، نرخ گلزنی اش افزایش یافته.

 

8. جیمی واردی

 

 

جیمی واردی با سرعت فوق العاده ای در فوتبال غیرلیگی معروف شد و این به دلیل توانایی سرعتی پاهای او بود. این مرد انگلیسی 24 گل در لیگ اخیر به ثمر رساند و بسیاری از گلهایش در اثر سرعت بالای او پدید آمد. واردی، چه به دنبال توپ بدود و چه با توپ در محوطه جریمه باشد، می داند چطور از سرعت خود علیه مدافعان حریف برای گلزنی استفاده کند. او همچنین در استفاده از سرعت خود برای زدن ضربات پنالتی نیز استفاده می کند.

 

7. لوکاس مورا

 

دوران فعالیت حرفه ای لوکاس مورا از زمان ترک سائوپائولو به خوبی پیش نرفت. او پیش از پیوستن به پاری سن ژرمن بازیکن هدف منچستر یونایتد بود. اما نتوانست به قرارداد بسیار خوبی که در فرانسه بست پاسخ مثبت دهد و عموماً نیمکت نشین بود. اما آن چه او در چنته داشت سرعت خیره کننده اش بود که هر مدافعی را به وحشت می انداخت. او در عین حال دارای توانایی دریبل زنی بالایی است. باید دید در آینده شانسی برای درخشش در پی.اس.جی خواهد داشت یا خیر. اما او همیشه دارای سرعت خوبی است.

 

6. بروما

 

 

بروما یک بازیکن پرتغالی جوان است با سرعت فراوانی در پاهای خود. این وینگر سرعتی پس از ترک اسپورتینگ و پیوستن به گالاتاسرای روزهای دشواری در شکوفایی استعدادهای خود داشت و این روزها نیز به طور قرضی در اختیار رئال سوسیداد است. سرعت وحشتناکش تنها دارایی اوست و تقابل او با مدافعان هنگامی که می دود دیدنی است. مانند بسیاری بازیکنان دیگر در این فهرست، اگر می توانست توانایی های دیگر خود را نیز پرورش دهد به بازیکنی به مراتب بهتر تبدیل می شد و شاید می توانست یکی از بهترین های اروپا شود.

 

5. جاناتان بیابیانی

 

 

بیابیانی به احتمال زیاد سریع ترین بازیکن در سری آ است و سرعت او مهم ترین دارایی او به حساب می آید. بیابیانی به دلیل مشکل قلبی نتوانست در تست پزشکی باشگاه میلان پذیرفته شد. و به این ترتیب میلان او را از دست داد تا اینتر وی را به عنوان یکی از سرعتی ترین بازیکنان در اختیار بگیرد. این مرد فرانسوی شاید به گل های بیشتری نیاز دارد تا خود را تبدیل به یک چهره کند اما سرعت او به او کمک می کند تا خود را در کمترین زمان در موقعیت خطر قرار دهد و مدافعان را به دنبال خود بکشاند.

 

4. پیره امریک اوبامیانگ

 

 

پیره امریک اوبامیانگ در دو فصل اخیر نام خود را مطرح کرد و حالا یکی از محبوب ترین مهاجمان جهان نزد باشگاه ها می باشد. وی در اولین فصل حضور خود در دورتموند در سایه ی روبرت لواندوفسکی قرار داشت اما از زمان رفتن او، وی توانست عملکرد خود را بهتر و بهتر کند. یکی از دلایل این موفقیت، سرعت بسیار خوب اوست. او نه تنها سرعت بالایی دارد بلکه یک تمام کننده ی مهلک است. وی که به تازگی بهترین بازیکن آفریقا نام گرفته، می تواند به دریافت توپ طلا نیز چشم بدوزد.

 

3. تئو والکات

 

 

تئو والکات از همان زمان که در ساوتهمپتون به میدان رفت به عنوان یک خرید سرعتی درخشید و توانست به دل هر مدافعی ترس بیاندازد. حالا که در آرسنال حضور دارد می تواند سرعت خود را چه در پست مهاجم وسط و چه در پست وینگر به نمایش بگذارد. او در سرتاسر دوران فعالیت حرفه ای خود در ضدحملات مهلک ظاهر می شد و به نظر می رسد مصدومیت نتوانسته از سرعت او بکاهد. والکات اما نتوانسته از سرعت خود بیشترین بهره را ببرد و بارها نیمکت نشین آرسنال و تیم ملی انگلستان بوده.

 

2. گرت بیل

 

 

گرت بیل توانسته خود را نه فقط به یکی از بهترین های جهان بلکه به یکی از سرعتی ترین بازیکنان جهان تبدیل کند. این مرد ولزی دارای سرعت خیره کننده ای است و اغلب از ناحیه ی دفاعی با سرعت خود به سمت محوطه جریمه حریف منفجر می شود. یکی از موقعیت هایی که بیل توانست اوج سرعت خود را به نمایش درآورد، دیدار رئال برابر بارسلونا در فینال کوپا دل ری در سال 2014 بود که او توپ را از میانه های میدان تصاحب کرد و توانست بارترا را پشت سر بگذارد. این مدافع جوان تلاش کرد به او برسد اما بیل به راحتی دست نیافتنی بود تا این که دروازه ی کاتالان ها را گشود.

 

1. هکتور بیرین

 

 

هکتور بیرین به نحو باورنکردنی سریع است و در حال حاضر سریع ترین بازیکن جهان به حساب می آید. او حلال مشکلات آرسنال در جناح راست است و خود را به عنوان یکی از بهترین بازیکنان لیگ شناسانده. او بار ها سرعت خود را به رخ کشیده و می تواند برای حمایت از وینگر خود با سرعتی برق آسا طول زمین را بدود. او می تواند در هر ضدحمله ای درخشان حاضر شود و تضمین کند که همیشه در موقعیت صحیح قرار دارد. هواداران آرسنال امیدوار هستند او بتواند سرعت خود را سال های سال حفظ کند.

شوالیه جدید ایسوس به نام RX 480

 

 شوالیه جدید ایسوس به نام RX 480

 

و اینک شوالیه جدید ایسوس به نام RX 480

شرکت ایسوس، جدیدترین کارت گرافیکی خود را با تراشه RX 480 شرکت AMD معرفی کرده است و این کارت گرافیک جدید با نام STRIX RX 480 نام گذاری شده است. همانطور که پیشتر ایسوس کارت گرافیکی های سری ROG STRIX را معرفی کرده بود، این کارت نیز با خنک کننده جدید، ظاهر متفاوت، قطعات با کیفیت، و نرم افزار GPU Tweak II عرضه شده که در ادامه به شرح آن ها می پردازیم:

STRIX-RX480 (2)
طراحی اختصاصی، قدرتمند و سریع
ایسوس با تکیه بر دانش مهندسان خود، ROG STRIX RX 480 را برای نسل جدید بازی ها که با واقعیت مجازی همراه شده اند، طراحی و بهینه سازی کرده است. همچنین در سری اورکلاک شده این کارت، به لطف قطعات با کیفیت، فرکانس هسته تا ۱۳۳۰MHz افزایش یافته است.
فناوری DirectCU III به همراه فن های ابداعی لبه دار و FanConnect ایسوس
ROG STRIX RX 480 به آخرین سری از خنک کننده های DirectCU III مجهز شده است که در طراحی و مهندسی این مدل از خنک کننده ها، هسته کارت گرافیکی مستقیم با لوله های حرارتی در تماس است و این امر منجر به دفع سریع حرارت می گردد. سه فن با طراحی اختصاصی که از نوک بال هواپیمای جنگنده الهام گرفته شده و با توجه به نوع طراحی آن جریان هوا و فشار استاتیکی بیشتری تولید کرده و در عوض صدای کمتری تولید می کند.
ایسوس در کارت گرافیک های سری ROG STRIX برای خنک کنندگی پا را یک گام فراتر نهاده و با توجه به نحوه سنجش دمای داخل کیس بر پایه دمای پردازنده و مدار تغذیه مادربورد و گرم بودن نواحی کارت گرافیک، کنترل دما را به کارت گرافیک سپرده و دو هدر مجزا برای اتصال فن و مدیریت دمای اطراف کارت گرافیک روی این سری از کارت ها اضافه کرده و آن را با نام FanConnect معرفی کرده است.

STRIX-RX480 (3)
فناوری Auto-Extreme و قطعات با کیفیت و استاندارد Super Ally Power II
تمامی کارت گرافیک های ایسوس با فناوری Auto-Extreme طراحی و تولید می شوند. خط تولید تمام اتوماتیک و عدم دخالت انسان در پروسه تولید، درصد خطا را کاهش داده و قطعات با کیفیت و استانداردSuper Alloy Power II، تضمینی برای ماندگاری و طول عمر بالای کارت گرافیک است. همچنین قطعات این مدل با استاندارد Super Alloy Power II مصرف را تا ۵۰ درصد، دمای تولید شده را تا ۵۰ درصد و نویز تولید شده توسط چوک ها را تا ۲۲ برابر نسبت به مدل مرجع کاهش و بهبود داده است.

STRIX-RX480 (1)
پورت های HDMI اختصاصی واقعیت مجازی و نور پردازی Aura RGB
کارت گرافیکی های ROG STRIX RX 480 با فناوری نور پردازی Aura RGB ایسوس مجهز شده است که به کاربر امکان انتخاب میلیون ها رنگ و ۶ جلوه بصری مختلف در هر دو سمت کارت را می دهد، تا سیستم را به سلیقه خود نورپردازی کند. این فناوری با مادربوردهایی از ایسوس که فناوری Aura RGB را پشتیبانی می کنند نیز سازگار است. ایسوس در ROG STRIX RX 480 پورت های سازگار با واقعیت مجازی قرار داده تا کاربر به راحتی هدست های واقعیت مجازی را متصل کند و از تجربه ای بی نظیر در محیط سه بعدی لذت ببرد.

STRIX-RX480 (4)

دانلود فیلم A Perfect Getaway 2009

مشخصات فیلم

پخش تریلر

دانلود فیلم A Perfect Getaway 2009 با لینک مستقیم

« دانلود با لینک مستقیم از میهن وید »

نسخه BluRay افزوده شد

ژانر : ماجرایی ، معمایی

محصول کشور: USA

امتیاز : 6.5

جوایز : 1 نامزدی.

کیفیت : BluRay

تاریخ اکران : 07 Aug 2009

کارگردان : David Twohy

ستارگان : Steve Zahn, Timothy Olyphant, Milla Jovovich, Kiele Sanchez

خلاصه داستان : دو زوج عاشق که در هاوایی به سر می‌برند متوجه می‌شوند که یک بیمار روانی در حال کشت و کشتار در این سواحل است...

A Perfect Getaway (2009)
A Perfect Getaway poster
  • امتياز : 6.5 (54,902 رای)
  • کارگردان : David Twohy
  • نويسنده : David Twohy
  • ستارگان : Steve Zahn, Timothy Olyphant, Milla Jovovich, Kiele Sanchez
  • مدت زمان: 98 min
  • درجه : R
  • ژانر : Adventure, Mystery, Thriller
  • تاريخ انتشار : 07 Aug 2009
  • محصول کشور : USA
  • زبان : English
  • جوایز : 1 nomination.
  • نمره منتقدین : 63

دانلود باکس | برای دانلود هر نسخه بر روی "دانلود نسخه" کلیک کنید | برای دانلود با سرعت بالا و بدون محدودیت "اشتراک ویژه" خریداری کنید

ایا مشخصات فنی و جزئیات PS4 NEO لو رفت؟

 

سرانجام به نظر می رسد اسنادی که چند ماه پیش بصورت شایعه مشخصات فنی کنسول PS4 NEO را لو داد هم اکنون بصورت آنلاین در آمده است.

به گزارش پردیس گیم و به نقل از vg247 ، در ابتدا اگر یادتان باشد بعد از کنفرانس GDC سال جاری شایعاتی به بیرون درز کرد که می گفت در این مراسم صحبت هایی از یک کنسول ارتقاء یافته جدید مربوط به سونی شده است و طولی نکشید که این موضوع مورد تایید قرار گرفت. اما نکته اینجاست که چند هفته بعد از تایید کنسول ارتقاء یافته سونی یعنی PS4 NEO ، جزئیاتی در رابطه با این محصول به بیرون درز کرد که مربوط به اسناد ارائه شده از طرف سونی به توسعه دهندگان برای معرفی کنسول بود.

گویا این اسناد هم اکنون بصورت آنلاین قابل دسترس است و جزئیاتی قراتر از شایعات قبلی را بیان می کند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

سیستم نرم افزاری PS4 NEO با PS4 یکسان است.

- هر دو کنسول PS4 و PS4 NEO از یک سیستم عامل ، فروشگاه ، بسته های نرم افزاری و سرویس های آنلاین بهره خواهند برد و بازیهایی که از اکتبر 2016 به بعد منتشر می شوند می بایست از هر دو کنسول پشتیبانی کنند.

PS4 NEO مناسب ترین کیفیت را بروی صفحه نمایش شما اجرا خواهد کرد.

- کنسول PS4 NEO در واقع صاحبان تلویزیون یا مانیتورهای 4K را هدف قرار داده اما در هر صورت کاربران صفحه نمایش های HD می توانند افزایش کیفیت را از طریق افزایش جزئیات گرافیکی و نرخ فریم تصاویر احساس کنند بطوریکه کنسول نوع صفحه نمایش متصل به خروجی را تشخیص داده و بهترین وضوح تصویر را برای نمایش انتخاب خواهد کرد.

عناوین قدیمی PS4 برای اجرا بروی PS4 NEO نیاز به پچ دارند.

- عناوینی که قبلاً برای PS4 منتشر شدند برای اجرا بروی PS4 NEO نیاز به پچ دارند که سونی این تصمیم را به عهده ی توسعه دهندگان گذاشته تا در صورت علاقه بروزرسانی در قالب پچ برای عناوین خود منتشر کنند تا بروی این کنسول جدید اجرا شود اما عناوین جدیدی که از این پس توسعه می یابند می بایست از هر دو کنسول پشتیبانی کنند.

در نهایت زمان عرضه ی این کنسول توسط منابع مختلف تاریخ های متفاوتی در سال 2016 اعلام شده و حتی برخی تاریخ ها به بهار سال 2017 اشاره دارد اما همچنان می توان گفت تاریخ عرضه این محصول نامشخص است.

در ادامه شما می توانید برخی از اسلاید های موجود در پرونده را مشاهده کنید که به موارد جالبی همچون تفاوت سخت افزاری PS4 NEO با PS4 و همینطور تکنیک های بکار رفته در رندر تصاویر اشاره دارد اما یادتان باشد این اسناد هنوز توسط سونی تایید نشده و اعتبار آن مشخص نیست.

ده تئوری عجیب و معروف در مورد بازی های کامپیوتری که هوش از سرتان خواهند پراند

ده تئوری عجیب و معروف در مورد بازی های کامپیوتری که هوش از سرتان خواهند پراند

 

بهتر است قبل از ذکر هر نکته ای مقاله ی خود را با یک هشدار شروع کنم! بعضی مطالب پیش رو ممکن است به خاطرات دوران کودکی شما آسیب جدی وارد کنند!

همه ی ما خوب بیاد داریم که چگونه بازی های کامپیوتری تا به امروز نقش غیرقابل انکاری در خلق بعضی از بهترین خاطرات ما در طول زندگیمان ایفا کرده اند. بازی هایی که نه تنها از جنبه ی سرگرمی، بلکه گاها درست همانند یک دوست و یا حتی یک معلم ، تا به همین لحظه، ما را طول زندگیمان همراهی کرده و لحظات تلخ و شیرین فراموش نشدنی ای را برایمان رقم زده اند. امروز قصد بررسی موضوعی را داریم که شاید به میزان زیادی تصورات و خاطرات شما را در مورد بازی های مورد علاقه ی تان تغییر دهد. فی الواقع این سوال مطرح است که آیا حقیقتِ همه چیز ، آنگونه که ما در لایه ی ظاهری بازی ها دیده ایم و بیاد داریم بوده است ؟ آیا مفاهیم و معانی پنهانی در پس پرده ی بعضی بازی ها نهفته است که حتی ممکن است هرگز از آن ها مطلع نشویم ؟

هم اکنون به بررسی چند نمونه از عجیب ترین ، جالب ترین و در عین حال معروف ترین تئوری ها (و گاها شایعاتی) می پردازیم که تابحال در مورد بازی های کامپیوتری از طرف هواداران و یا حتی منتقدین عنوان شده اند. به یاد داشته باشید که مطالب پیش رو فقط تئوری هستند و این شما هستید که باید در نهایت تصمیم نهایی را در ذهن خود برای پذیرش و یا رد آن ها بگیرید.

..........

این نظریه ، یکی از معروف ترین و شناخته شده ترین تئوری هایی ست که تابحال در مورد یک بازی کامپیوتری عنوان شده و تک تک سرنخ های ریز و درشت داخل بازی حکایت از آن دارند که ماریوی عزیز در واقع همه ی مدت در حال ایفای نقش بر روی یک استیج بوده و شما فقط یه تماشاچی ساده بوده اید! (بهتر است اینطور بگویم که ماریو به هیچ عنوان برای نجات جانش به شما بدهکار نیست. همه ی دشمنان گرامیِ داخل بازی از خدمه ی پشت استیج و دست اندرکارانِ زحمت کشِ تئاتر بوده اند!)

برخی از این شواهد و سرنخ ها (که با شماره به تصاویر مرتبط شده اند) عبارتند از :  

 

1.صحنه ی آغازین بازی که در آن به وضوح می توانید پرده و سکوی یک استیج نمایش را مشاهده کنید.

2.در محیط بازی ، بلاک ها به بک گراند پیچ و متصل شده اند و حتی می توانید سایه ی آن ها را روی آسمان (که خود پارچه ای آبی رنگ است) به وضوح ببینید.

3.بخش انتهایی مراحل که دقیقا پایانِ سِت استیج را نشان می دهد.

4. سکوهای پرش درون بازی که به سقف متصل شده و پلتفرم های متحرکی که به توسط ماشین های مخفی پشت استیج حرکت داده می شوند.

5. غیره

اگر چنین سرنخ هایی برای راضی کردن شما کافی نیست که ... (در حال پر کردن خشاب) ... متاسفانه مجبورم به شک و تردید های شما تیر خلاص را وارد کنم. همانطور که در ابتدای متن هم توضیح دادم این تئوری باعث هیاهوی زیادی میان هواداران شد تا جایی که آقای "شیگرو میاموتو (Shigeru Miyamoto) "در ماه سپتامبر سال 2015 شخصا به این موضوع واکنش نشان داده و در کمال ناباوری آن را "تایید" کرد.

حال سوال اصلی بعضی تئوریسین ها اینجاست که آیا این قسمت از ماریو ، تنها قسمتی از این عنوان است که شما روی استیج نمایش قرار دارید ؟ از آنجا که در بازی "سوپر ماریو 64" و تک تک نسخه های "Mario Kart" شما همه ی مدت توسط یک "لاکیتو" بوسیله ی دوربین دنبال می شوید ، آیا ... (نگاه به دوربین) ... ماریو همه ی این مدت فقط یک بازیگر بوده است؟

..........

تقریبا هیچ شکی ندارم که بین خوانندگان این مقاله ، بنده تنها کسی نیستم که نام نسخه ی هشتم بازی "فاینل فنتزی" در ذهنم بعضی از بهترین ، شیرین ترین و فراموش نشدنی ترین خاطرات دوران گیمری ام را زنده می کند. چه شب های بیادماندنی ای را با برادرم (که اکنون سال هاست در فاصله ی بسیار دوری از من زندگی می کند) و این بازی صبح نکردیم. یاد آن روز ها بخیر؛ مطمئنا به یاد دارید که در انتهای آخرین مبارزه ی دیسک اول این بازی در مقابل "اِدی" ، او "اسکوآل" را توسط جادوی یخی خود زخمی کرده و باعث سقوطــَــش از سکوی محل مبارزه (در حالی که "رینوآ" نیز نظاره گر این صحنه ی دردناک است) می شود. اینجاست که تئوری دوم ما شکل می گیرد. شاید برایتان عجیب باشد ولی عده ی زیادی از هواداران این بازی معتقدند که پس از این اتفاق ، "اسکوآل" در واقع می میرد و همه آنچه از دیسک دوم بعد اتفاق می افتد در حقیقت رویاها و مکاشفات روحی کرکتر اصلی بعد از مرگ هستند. جالب است بدانید که در این مورد می توان به شواهد زیادی (از جمله فانتزی تر شدنِ محسوس تم بازی بعد از این اتفاق، بعضی دیالوگ های بشدت عجیب رد و بدل شده در بازی ، ترمیم کاملا ناگهانی وغیرمنتظره ی زخم های "اسکوآل" از ابتدای دیسک دوم و غیره) نیز استناد کرد. 

 

نظریه پردازان این تئوری مدت هاست این موضوع را به بحث گذاشته اند و حتی وب سایتی با نام squallsdead.com در اینترنت در همین زمینه و از طرف هوادارانِ این تئوری ایجاد شده است. اگر علاقه دارید از جزییات این تئوری و دلایل "متعددِ" ساپورت کننده ی آن مطلع شوید ، حتما پیشنهاد میکنم از این وبسایت دیدن کنید. 

..........

آیا بازی Fallout 3 واقعا می تواند آینده را پیش بینی کند؟ ممکن است بمحض خواندن تیتر این تئوری با خود فکر کرده باشید که : "بله ، خب معلوم است که قصد "فال آوت" پیش بینی آینده بوده است. جهان به احتمال بسیار زیاد در آینده به این شکلِ آخرالزمانی درخواهد آمد" و غیره ولی .... نه ، منظور من این نیست. مدت هاست در میان گیمرهای کنجکاو شایعات عجیبی در مورد یک ایستگاه رادیویی خاص در این بازی دست به دست می شود. ایستگاهی که نکات بسیار مرموزی در مورد آن وجود دارند.

اگر این بازی را تجربه کرده باشید با Galaxy News Radio که توسط شخصی به نام "ثری داگ" اداره و کنترل می شود و از  طریق "پیپ بوی" قابل شنیدن است آشنایی دارید. هنگامی که تصمیم به کشتن این شخص می گیرید او با فردی به نام "مارگارت" که در حقیقت دستیار اوست جایگزین می شود. بعد از انجام یکی از ماموریت ها و نابود کردن Riven Rock این ایستگاه رادیویی بطرز عجیبی تغییر کرده و به منبعی برای شنیدن اعداد تصادفی (تصادفی؟!) تبدیل می شود. اعدادی که با صدای اندوهناک خودِ "ثری داگ" (که قبلا او را کشته اید) برای شما خوانده می شوند و و فی الواقع منبع اصلی به وجود آمدن تئوری سوم ما هستند. از نظر عده ی زیادی از هواداران  این نظریه ، این اعداد نشان دهنده ی تاریخ های مشخص و دقیقی هستند که از رویدادهای گذشته و یا حتی "آینده" (در دنیای واقعی) خبر می دهند. آیا برای این ادعا نیاز به مدرک دارید ؟

پیام رادیویی اول)

“…ONE-TWO-FIVE-FIVE-TWO-EIGHT-TWO-ZERO-ONE-ZERO. WHAT YOU TALKIN’ ‘BOUT? YOU’LL BE MISSED.” 

پیام بالا ، پیش بینی کننده ی تاریخ "بسیار دقیق" ... تاکید میکنم ، بسیـــــــــــــــــــــــــــــــار دقیق مرگ "گری کولمن" (بازیگر ، صدا پیشه و کمدین آمریکایی) در ساعت 12.05 روز 28 ام ماهِ "مِی" سال 2010 می باشد. حال یکبار دیگر اعداد بالا را مرور می کنیم تا به ارتباط پی ببرید :

12.5.5.28.2010

(پاورقی : حتی "ساعت دقیق" مرگ این شخص در ویکی پدیای ایشان ثبت شده که در صورت اطمینان نداشتن می توانید آن را چک کنید و متوجه شوید که کاملا با اعداد ذکر شده همخوانی دارد. لازم به ذکر است که بازی "فال آوت" در تاریخ 28 اکتبر 2008 یعنی بیش از یکسال قبل از این اتفاق منتشر شده بود)

پیام رادیویی دوم

“nine-four-five-four-two-zero-two-zero-one-zero. Accident in the gulf, several dead. Oil spill  apparently averted.”

بعید می دانم بتوان از این بی پرده تر به رویداد بسیار معروف و اسف بارِ انفجار چاه های نفتی شرکت "بی.پی" اشاره کرد.

(از فرمول بالا برای این اعداد نیز استفاده کنید)

اعداد و پیام های موجود در این بازی فقط به رویداد های آینده اشاره ندارند و گاها بعضی اتفاقات مهم گذشته در دنیای واقعی را نیز در خود ثبت کرده اند ولی آیا ، این موضوع تا چه حد حقیقت دارد؟ آیا همه ی این اعداد دقیق به شکل کاملا اتفاقی و تصادفی بدست آمده اند ؟ شما چه فکر می کنید ؟

وب سایت ها و فروم های بسیار زیادی در مورد این مبحث و رمز و راز های ناگفته ی آن ایجاد شده اند که در صورت علاقه مند بودن می توانید از آن ها دیدن کنید. 

..........

صحبت از اتفاق و "تصادف" شد. در این تئوری قصد معرفی گل سرسبد بازی هایی را داریم که نامشان با بعضی از حوادث تلخ و عجیب پیوند خورده است. در سال 1981 ، "جف دایلی (Jeff Dailey) " نوزده ساله توانست با ثبت امتیاز 16.660 در بازی آرکید Berzerk ، رکورد بالاترین امتیاز ثبت شده ی این عنوان را جابجا کند. هنوز مدت کمی از این اتفاق نگذشته بود که او بر اثر حمله ی قلبی جان خود را از دست داد. حدودا یک سال بعد شخص دیگری با نام " پیتر بورکووسکی (Peter Burkowski) " موفق شد رکورد بیشترین امتیاز این بازی را ارتقا دهد که بطرز بسیار عجیبی او نیز پس از مدت بسیار کوتاهی بر اثر ضایعه ی قلبی درگشت !! (اطلاعات این دو نفر را حتی می توانید در عمومی ترین و بعضی از رسمی ترین منابع معرفی این بازی پیدا کنید)

این اتفاق حتی به عنوان یک تصادف عجیب به نظر می رسد ، اینطور نیست ؟ مرگ دو نفر ، جابجا کننده ی رکورد یک بازی با دلایل و برهه های زمانی کاملا مشابه ! عده ای دیگر از طرفداران و دنبال کنندگان این بازی که ذوقِ فانتزی و داستان سرایی قوی تری دارند برای هر چه بیشتر کردن پیاز داغ مساله ، این موضوع را به اولین رکورد و وجود عدد 666 در آن نسبت می دهند.

آیا شیطان شخصا دل خوشی از شکنندگان رکورد در این بازی ندارد؟

" یـــــــــ .... یه لحظه صبر کن!! همین الآن حین نوشتن این مطلب، دقیقا به 1666 امین کلمه ی مقاله رسیدم . مـــ .... من ... من نمیخوام بمــــــــــیرم . نـــــــه ... "

..........

احتمالا شما هم ضرب المثل " تا نباشد چیزکی / مردم نگویند چیزها " را شنیده و ممکن است حتی گاها با آن استناد هم کنید. اما آیا این موضوع تا چه حد صحت دارد؟ آیا صرفا هر گفته ای (که گاهی ممکن ناشی از تخیلات محضِ یک ذهن باشد) قابل پذیرش است؟ آیا واقعا مردم برای گفتن "چیزها" ، نیاز به "چیزکی" دارند ؟

سال 2001 ، کنسول پلی استیشن 1 و هیاهوی این کنسول در صنعت بازی. شاید باورش برایتان سخت باشد اما یکی از جنجالی ترین مسائل آن سال ها که ذهن بسیاری از گیمرهای "منحرف!" و گاها "نابالغ" را به خود مشغول کرده بود و از نظر بسیاری از منابع یکی از عمومی ترین و شناخته شده ترین تئوری ها و شایعاتِ مطرح شده  در مورد بازی هاست ، شایعه وجود کد رمزی برای نمایش دادن "لارا کرافت" به شکل برهنه در بازی بود. حتی تصورش را نمی توانید بکنید که چطور حجم عظیمی از گیمر ها تقریبا به هر دری میزدند و هر زمینی را می شکافتند تا بتوانند به این کد رمز دست پیدا بکنند. اما در نهایت ، هیچ دستاوردِ خِیر ای نصیب آنان نشد. منبع اصلی این شایعه دقیقا مشخص نیست ، اما بطور قطع می توان گفت کمتر شایعه و تئوری ای در مورد یک بازی تا این حد در زمان خود میان طرفداران فعالیت و جنب و جوش! بوجود آورده است. با یک سرچ مختصر در اینترنت می توانید به عمق این مساله پی ببرید.

یک نگاه به تصویر بالا بیندازید. بشخصه اگر چنین شور و شوق و جنب و جوشی در مورد لارا کرافتِ سمت چپ بوجود می آمد ، آن را منطقی می دانستم ، ولی حالت برهنه ی لارا کرفتِ سمتِ راست در بهترین حالت ممکن احتمالا شبیه سیب زمینی نارَس ای خواهد بود که توسط یک شخص نابینا برش داده شده است. حالا که به این مساله فکر می کنم (خیس شدن چشم ها) ... شاید ما گیمرها واقعا بزرگ شده ایم . شاید همزمان با تحول کنسول ها ، ما نیز پخته تر و پر توقع تر شده ایم. بهتر که فکر می کنم بیاد می آورم که چقدر گیمر های آن زمان از نظر بصری کم توقع بودند و همین باعث شده بود سازندگان بیشتر فکر و تلاش خود را روی محتوای بازی متمرکز بکنند تا جزییات ظاهری. یاد باد آن روزگاران ، یاد باد.

و ضمنا به عنوان آخرین نکته ، هیچ کدام از ما به قطع نمی دانیم ، شاید این مساله شایعه نبوده و این کد کشف نشده ، واقعا وجود خارجی داشته باشد!! (لبخند پلید)

14 بازی تحسین شده ی سال 2016 که احتمالا آنها را نمی شناسید!

14 بازی تحسین شده ی سال 2016 که احتمالا آنها را نمی شناسید!

 

چند وقتی است که مضخرف ترین زمان سال برای گیمرها شروع شده، تابستان! مسئله ی اصلی این فصل، عرضه ی کم بازی و وقت پرت بسیار زیاد ما برای بازی کردن است. حال دو راه حل داریم؛ یا بازی هایی را که تا به حال عرضه شده اند و خریده ایم را دوباره بازی کنیم یا به دنبال بازی ها تجربه های جدید باشیم آن هم در حالی که لیست عناوین بازی های بزرگ و AAA مان ته کشیده. غافل از آن که بازی هایی کوچک تر در نیمه ی اول امسال عرضه شده اند که از دید کیفی کم از آن تجربه های بزرگتر ندارند و حتی شاید به لذت بخش ترین تجربه های سال مان اضافه شوند اما یافتن این آثار با توجه به بی سروصدایی تبلیغاتی آن ها، کاری است بسی دشوار. ولی نگران نباشید، در ادامه شما با 14 بازی (نیمه) ناشناخته اما تحسین شده ی نیمه ی اول سال 2016 روبرو می شوید تا با بازی کردن آن ها تابستان تان به تکرار مکررات نگذرد. این شما و این هم بازی های پیشنهادی:

نکته: ترتیب این بازی ها براساس زمان عرضه است و نه کیفیت. 

Pony Island

پلتفرم: PC

Pony Island در یک مسابقه ی 48 ساعته ساخته شد! اما این عجیب ترین بخش بازی نیست. اسم و پوستر رنگارنگش، تصور گیمر را به سمت پلتفرمر می برد اما با یک ماجراجویی اشاره-کلیک روبرو هستیم. شخصیت اصلی (که خود گیمر باشد) در یک مرکز آرکید قدیمی با یک ماشین آرکید روبرو می شود که توسط شیطان تسخیر شده (!) و حال باید روح خود را از دست این دستگاه نجات دهد. دستگاه آرکید مورد بحث ما (همان Pony Island) یک Endless Runner (به مانند Temple Run) است اما این تنها بخش گیم پلی بازی نیست. گیمر برای نجات روح اش باید از میان کوهی از برنامه نویسی های داخلی بازی آرکید بگذرد و در این میان باید از داستان این آرکید عجیب سردربیاورد. با کمی دقت فهم این موضوع  که Pony Island یک هجو از بازی ها و مکانیک شان است دشوار نیست.احتمالا خواننده با خواندن این متن گیج شده اما درک آن از طریق تجربه کردنش راحت تر است. هرچند این متابازی که توانسته به راحتی مخاطبش را دست بیاندازد ،از رضایت بخش ترین بازی های امسال است.

Amplitude

پلتفرم: PS4 ، PS3

استودیو Harmonix شهرتش را به واسطه ی بازی های موزیکال گوناگونش کسب کرده است. آن ها این بار به سراغ  اثر متفاوتشان از سال 2005 و بازسازی آن برای کنسول های جدیدتر سونی (همانند بازی اصلی) به طور انحصاری رفته اند. Amplitude به مانند تمام بازی های Harmonix یک بازی موزیکال است که در آن گیمر با کنترل یک سفینه، نت های آهنگ موردنظر را می زند. (چیزی به مانند دیگر بازی های ان سبک اما با کنترلر) بقیه قوانین هم از آن بازی ها می آیند. اگر گیمر تعداد مشخصی نت را پشت سر هم نزند، نوار انرژی او خالی می شود و می بازد. یک سری power up هم به وی در نواختن بهتر ترک موسیقی کمک می کنند. نسخه ی جدید امکاناتی مثل کوآپ اضافه کرده و تجربه ی بصری بازی را ارتقا داده تا با اثر لذت بخش تری روبرو باشیم. با توجه به فروش ناامید کننده ی Rock Band 4، شاید Amplitude آخرین امید آن ها در این ژانر باشد اما با توجه کیفیت نهایی، خرید این اثر، ارزش پشتیبانی از آن ها را دارد.

 That Dragon, Cancer

پلتفرم: PC ، Ouya

بازی ها یک هنر تعاملی هستند. اما گاهی به عنوان فردی که بازی های زیادی را انجام داده، احساس می کنم که سازندگان از پتانسیل آن ها برای داستان گویی صحیح و نمایاندن تم های عاطفی تر استفاده نمی کنند و برخی موضوعات دست نخورده باقی مانده اند. اما That Dragon, Cancer توانسته قدم بزرگی در پوشاندن این خلا احساسی در بازی ها بردارد. That Dragon, Cancer به تصویر کشیدن داستان واقعی پدر و مادری توسط خودشان است که با سرطان فرزندشان (از نوزادی تا مرگش چندین سال بعد) دست و پنجه نرم می کنند و آن ها ما را در لحظات مهم شان در طی این سفر شریک کرده و گیمر را از این داستان غم انگیز اگاه کنند. در بازی با گیم پلی زیادی روبرو نیستیم (در حد یک کلیک اینور و آنور) اما این اثر نیازی به گیم پلی ندارد. گذشتن از لحظات آن، یک تجربه ی سنگین و غم بار است و تک تک صحنه های بازی به واسطه ی گرافیک هنری بی نظیرش از عواطف پر شده. از ترس تا شادی های کوچک. تجربه ی That Dragon, Cancer حرف های زیادی را برای گفتن دارد. تجربه ای که امیدوارم برای هیچ کدام از ما اتفاق نیفتد.

 Oxenfree

پلتفرم: PC ، Xbox One ، PS4

یک جزیره ی اسرارآمیز، یک رادیو، پنج کاراکتر جذاب که برای مهمانی دورهمی به آن جزیره رفته اند و اتفاقاتی عجیب که گذشته شان را فاش می کند. Oxenfree توسط اعضای سابق Telltale ساخته شده و به مانند آثار آن استودیو داستان و انتخابات گیمر، تنه ی اصلی بازی را تشکیل می دهند. از دید گیم پلی با یک ماجراجویی دوبعدی و معمایی روبرو هستیم هرچند که عمده ی معماها به وسیله ی رادیوی الکس شخصیت اصلی بازی حل می شود. جو بازی به شدت به فیلم های ترسناک مثل The Cabin in the Woods شباهت دارد (هرچند بازی ترسناک نیست) و خود بازی تا حدودی شبیه انحصاری سال پیش سونی Until Dawn است. البته برخلاف آن بازی در اینجا ما فقط کنترل یک شخصیت (همان الکس) را بر عهده داریم و در این جزیره به دنبال سرنوشت پیشینیانش و فرار از مخصمه ای که گروه وی گیر کرده، می گردیم. آرت استایل متفاوت، موسیقی خوب و صداگذاری فوق العاده همگی دست به دست داده اند تا تجربه ی Oxenfree فراموش نشدنی باشد.

 Firewatch

پلتفرم: PC ، PS4

به مانند Oxenfree، بازی Firewatch هم توسط اعضای سابق Telltale ساخته شده و مثل آن بازی بیشتر بر روی روایت داستان تمرکز دارد تا گیم پلی، انتخابات گیمر در پیرنگ کلی موثر است و حتی ساختار گرافیکی شان تا حدودی شبیه هم است. اما چند تفاوت در بطن مکانیک های گیم پلی با آن بازی داریم. برخلاف Oxenfree دوبعدی، در Firewatch کنترل شخصیت اصلی را از زاویه اول شخص برعهده می گیریم. این تصمیم در کنار عدم ملاقات با دیگر شخصیت ها در راستای افزایش میزان تعلیق و گم شدن در جنگل زیبای بازی است. ارتباط ما با آن ها نیز یا با رادیو است و یا آشنایی با رخدادها از طریق نوشته ها و مدارک موجود در جنگل. داستان بازی هم بیشتر به جای آن که بر روی اتفاقات توجه داشته باشد، بر روی کاراکتر اصلی و رابطه ی او با محیط و شخصیت های اطرافش می چرخد. اما بزرگترین محرک گیمرها برای تجربه ی بازی گشت و گذار در جنگل می تواند باشد. هر چه باشد آنقدر که باید ما نمی توانیم تجربه ی گم شدن در طبیعت و لذت بردن از آن را داشته باشیم.

 Layers of Fear

پلتفرم ها: PC ، Xbox One ، PS4

دلتان یک بازی مثل PT می خواهد؟ تا پاییز برای Outlast 2 نمی توانید صبر کنید؟ Layers of Fear آن اثر ترسناک و سرگرم کننده ای است که به دنبالش بودید.بازی یک هدف دارد. ترساندن شما تا حد مرگ! گیم پلی بازی تا حدودی به Slender شباهت دارد. گیمر در قالب یک نقاش در عمارت اربابی اش ظاهر می شود و دنبال اشیایی می گردد که شاهکارش را به تصویر بکشد. بازی به 6 بخش تقسیم شده و در هربخش به دنبال یک آیتم باید راهروها و اتاق های خوفناک بازی را پشت سر بگذارید. هر چند از دید فنی بازی استاندارد است اما طراحی متغیر لوکیشن بازی، گیمر را دچار استرس و مجاب به پشت سر گذاشتن هر چه سریعتر از اتاق های عمارت می کند. برای ترساندن هر چه بیشتر، میزان jump scare نیز نسبت به دیگر بازی های این سبک افزایش یافته و سازندگان از هیچ وسیله ای برای ترساندن دریغ نکرده اند.

 Superhot

پلتفرم ها: PC ، Xbox One

گیمرها معتقدند که شوترهای اول شخص همگی تکراری شده اند، همگی به یک شکل تجربه می شوند و هیچ تغییری در مکانیک شان در چند سال اخیر اعمال نشده. اما با یک تغییر کوچک در مکانیک های پایه ی این سبک، اثری نو و غیرتکراری به نام Superhot خلق شده: زمان تنها هنگامی جلو می رود که شما حرکت کنید. به این شکل بازی، گیمر را در مراحل مختلفی (که گویا از صحنه های فیلم های معروف هالیوودی بیرون آمده اند) قرار می دهد و وی باید تمامی دشمنانش را بدون دریافت گلوله از پا دربیاورد. به این ترتیب به جای شلیک های بی فکر، در هر مرحله باید استراتژی درست بچینیم و در بازی پیش برویم. در پایان هر مرحله هم  یک بازپخش از اعمال گیمر در سرعت معمولی به او نشان داده می شود و بعید است وی از مشاهده ی هرج و مرج ایجاد شده توسط خودش لذت نبرد. با این وجود بازی چندان طولانی نیست تا تجربه ی داغ ما در Superhot، به سردی نگراید.

 Salt and Sanctuary

پلتفرم ها: PC ، PS4 ، PS Vita

Dark Souls دو بعدی! اولین برداشت هر گیمری از بازی احتمالا این است. اما این اکشن نقش آفرینی عمیق تر از آن چیزی است که فکر می کنید. نقد بازی در سایت موجود است پس در این جا فقط اشاره ای کوچک می کنم. گیمر در قالب یک دریانورد کشتی به گل نشسته در جزیره ای اسرارآمیز کارش را شروع می کند و با پیش روی در بازی، به دشمنان عجیب و غریب اش برمیخورد. به مانند Souls، سازنده توانسته آمیزشی مناسب از نبردهای سخت اما منصفانه و با پاداش های فراوان برای گیمر به ارمغان بیاورد. خود داستان بازی هم مانند آن سری مبهم بیان می شود و درک بیشتر آن نیاز به خواندن توضیحات آیتم های محیطی و بعضا خارج شدن از مسیر اصلی دارد. اما بخشی از لذت بازی همین اکتشاف و احساس غریب بودن است. فارغ از تمام این ها بعید است که گیمر از گرافیک هنری فوق العاده ی آن لذت نبرد. در نتیجه اگر دلتان برای Souls تنگ شده، این بازی را از دست ندهید.  

 Stardew Valley

پلتفرم: PC ، PS4 ، Xbox One

 Harvest Moon را به یاد دارید؟ شبیه ساز کشاورزی لذت بخش در روزهای بسیار دور برای پلتفرم های غیرنینتندویی عرضه می شد اما چند صباحی است که در انحصار آن کنسول ها قرار دارد. در نتیجه تجربه ی آن برای غیر نینتندویی ها ممکن نیست. خوشبخنانه راهی برای تکرار آن لحظات نوستالژیک در قالب Stardew Valley باز شده. اساس بازی، همانند Harvest Moon است. گیمر با شروع بازی اول باید زمین هایش را از ضایعات و علف های هرز خالی کند و سپس با کاشتن گیاهان مختلف، شروع به پرورش آن ها کند. برای کسب و کار بیشتر، دسترسی به آشپزی، ماهی گیری و ساخت و ساز داریم. در دهکده ی اصلی هم می توانیم با شخصیت های مختلف صحبت کنیم و یا حتی رابطه ایجاد کنیم. یک مود کوآپ هم ضمیمه ی بازی شده تا تجربه ی بازی با دوستان لذت بخش تر شود. حتی اگر این توضیحات هم قانع کننده نبوده، آن حس نوستالژیک بازی ارزش یک بار امتحان کردنش را دارد.

 Samorost 3

پلتفرم: PC

شاید با Amanita Design و آثارشان (مثل Machinarium و Botanicula) آشنا باشید. بازی جدیدشان Samorost 3 از همان قوانین و ساختار هنری پیروی می کند. برخلاف Samorost های پیشین، نسخه ی سوم یک بازی کامل اشاره و کلیک است. داستان در مورد موجود بامزه ای به نام Gnome و فلوت عجیبی است که وی روزی در کنار خانه اش می یابد. برای کشف ریشه های این فلوت، او سفری را آغاز می کند و در میان راه او با استفاده از این وسیله ی جادویی می تواند مشکلات شخصیت های دیگر را حل کند. همانند قبل، هیچ دیالوگی نداریم و افکار و خواسته های شخصیت ها ی بازی، در قالب حباب تفکر ظاهر می شود و برای رساندن آن ها به خواسته شان، باید معماهای جالب بازی را حل کنیم. اگرهم این معماها بیش از حد وقت گیر شود، نیازی به مراجعه به اینترنت نیست. خود سازندگان راه حل معماها را پشت یک مینی گیم مخفی کرده اند. به این ترتیب گیمر بدون  از دست دادن تمرکز، بازی را ادامه دهد. با توجه به اینکه بازی توسط تیم 6 نفره ساخته شده، محصول نهایی توانسته  هم کیفیت بالایی داشته باشد و هم به ذات بازی های Amanita وفادار.

 Hyper Light Drifter

پلتفرم ها:  PC ، Xbox One ، PS4 ، PS Vita

از دید این نویسنده، درخشان ترین اثر این لیست همین Hyper Light Drifter است. به طور کلی HLD یک ادای دین به بازی های 16 بیتی دهه ی 90 به خصوص گل سرسبدشان The Legend of Zelda: A Link to the Past است. این بازی در سبک اکشن نقش آفرینی همانند آن بازی از دیدگاه ایزومتریک دنبال می شود. به جز شمشیر شخصیت اصلی The Drifter ( که به دلیل ذات انرژتیکش به باتری برای ادامه ی کار نیاز دارد) با گذشتن از مناطق مختلف بازی، تسلیحات جدید از جمله اسلحه های دوربرد دراختیار گیمر قرار می گیرد و استفاده از این تجهیزات با توجه به سختی فزاینده ی بازی با گذر از مراحل مختلف بازی الزامی است. این تسلیحات همگی به تکنولوژی قدیمی دنیای بازی تعلق دارد که تنها در دسترس Drifter قرار دارد. اگرچه کشف دنیای بازی و مبارزه با دشمنان در وحله  اول قرار دارد اما داستان Drifter و بیماری عجیبش به طور سورپرایزکننده ای جذاب درآمده. هر چند که در نهایت تجربه ی بازی برای حس نیمه نوستالژیک و پرتاب شدن به عصر 16 بیتی کافی است.

  Enter the Gungeon

پلتفرم ها: PC ، PS4

در ایام قدیم گیمرها در بازی های شوتر ایزومتریک صفحه را از گلوله پر می کردند! به این ترتیب اسم Bullet Hell از اینجا خلق شد اما با گذر زمان، این آثار هم کم کم به دست فراموشی سپرده شدند. تا این که Enter the Gungeon، بازی ای با ترکیب این ژانر با المان های Rogue گونه آمد و شاید شروع دوباره ای باشد برای این سبک بازی ها. گیمر کنترل یکی از چهار شخصیت بازی را در ابتدای هر دور بازی برعهده می گیرد.(کوآپ در قالب یک شخصیت پنجم و جدا هم قابل دسترسی است) باقی بازی قابل حدس است. محیط اصلی بازی یک قصر قرون وسطایی و پر از تله است که به چند طبقه (مرحله) تقسیم شده که هر کدام چندین اتاق که به شکل تصادفی تشکیل شده، دارند. بنا بر میزان پیشرفت بازی، دشمنان سخت تر می شوند اما  آیتم ها و تسلیحات بهتر و قوی تر دراختیار گیمر قرار می گیرد. در کنار این ها، یک سری npc هم در محیط ظاهر می شوند که با نجات آن ها، دسترسی به آیتم هایی خاص مهیا می شود. این شاخصه ها، یک گیم پلی سریع و مهیج را برای گیمر آماده کرده اند تا از گذار وقت با این بازی لذت ببرد.

Stories: The Path of Destinies

پلتفرم: PC ، PS4

اگر جزو گیمر های کتاب خوان باشید، احتمالا با کتاب هایی برخورد کرده اید که با قرار دادن انتخابات مختلف به شما، مسیر داستان را بنابر آن تغییر می دهند. قالب Stories دقیقا همانند آن کتاب هاست. قهرمان اصلی یعنی Reynaldo در پایان هر مرحله با انتخاب های مختلفی روبرو می شود و براساس انتخابش، مسیر داستان و مرحله ی بعدی را تعیین می کند. با توجه به این که هر دور بازی بیشتر از دو ساعت طول نمی کشد، هدف کلی تکرار آن برای یافتن بهترین پایان بازی از 24 پایان ممکن است. با پایان هر دور بازی، گیمر در دور بعدی تمامی تجربه، آیتم ها و اسلحه هایی که یافته و را در در اختیار دارد و با دانستن انتخاب هایی که انجام داده، به دنبال یک پایان بهتر (یا متفاوت) می گردد. از دید گیم پلی با یک کلون Diablo استاندارد مواجهیم و با وجود متفاوت نبودن،  با تکرار خسته کننده نمی شود و در نتیجه در قالب هدفی که سازندگان برای بازی شان (تکرار مکرر داستان) قرار داده اند، جواب می دهد. همه ی این ها در کنار راوی بسیار دوست داشتنی بازی، ترکیب جذابی برای گیمرها به ارمغان آورده.

Alienation

پلتفرم: PS4

 

Housemarque از آن استودیوهای قدیمی و با استعداد 2nd Party سونی است (خریداری نشدن آن ها از عجایب است). آن ها با Super Stardust ها دل گیمرها را ربودند و اثر پیشینشان یعنی Resogun، بیشترین نمره را در میان عناوین لانچ PS4 داشت. بازی جدید آن ها که یک Shoot ‘em Up کلاسیک باشد، نیز ازهیجان انگیز ترین بازی های امسال است. هدف بازی ساده است: پاکسازی زمین از بیگانه هایی که حمله کرده اند. گیم پلی بازی، از استاندارد های ژانر پیروی می کند (دوربین ایزومتریک، شلیک با R3، سرعت بالا، کسب تجربه با نابودی بیگانگان). اما قابلیت کوآپ هم دارد در نتیجه در مراحل بازی که در نقاط مختلف زمین پیگیری می شوند بیگانگان را با دوستانتان نابود کنید. در این میان میزان جزئیات برای بازی ای که با سرعت بالا پیگیری می شود بی نظیر است. Alienation با گیم پلی لذت بخشش و کوآپ بی نظیرش با وجود انحصاری بودن بر روی PS4، ارزش امتحان را دارد.