لیست همه‌ی بازیهایی که برای PS4 Pro ارتقا خواهند یافت + جزئیات

شرکت Sony تعدادی از بازیهایی که از قدرت PS4 Pro بهره خواهند برد را در مراسم اخیرش در شهر New York به نمایش گذاشت. PS4 Pro می‌تواند بازیها را در رزولوشن 4K نمایش دهد و بازیها را از تاثیرات گرافیکی بیشتری بهره‌مند کند و همینطور آنها را با فریم ریت روان تر اجرا کند. علاوه بر این بازیها چه بر روی نمایشگر 4K و چه بر روی نمایشگر 1080p ، می‌توانند از قدرت این کنسول استفاده کنند.

تعدادی از بازیهای عرضه شده ، با آپدیت هایی از PS4 Pro پشتیبانی خواهند کرد. در حالی که بازیهای دیگر در زمان عرضه شامل این پشتیبانی خواهند بود. اینکه بازیها چگونه از سخت افزار PS4 Pro بهره خواهند برد ، مشخص نیست اما آقای "مارک سرنی" (Mark Cerny) ، معمار ارشد PS4 ، در مراسم Playstation Meeting اطلاعاتی از برخی بازیها به میان گذاشته است.

به گزارش پردیس گیم و به نقل از Gamespot ، اطلاعات گردآوری شده از اخبار پیرامون بازیهای PS4 Pro ، به این صورت است:

 

<<بازیهای تایید شده برای PS4 Pro که جزئیاتی از نحوه‌ی اجرای آنها منتشر شده است>>

Deus Ex: Mankind Divided

PS4 Pro همراه با نمایشگر 4K : رزولوشن 4K و بهبودهای گرافیکی

***

Middle-Earth: Shadow of Mordor

PS4 Pro همراه با نمایشگر 4K : بهبود فوق العاده‌ی anti-aliasing

***

Paragon

PS4 Pro همراه با نمایشگر 1080p : جلوه‌های بصوری بهبود یافته ،پوشش زمین بصورت روندی ، واقع‌گرایانه تر بودن تکسچرها و بازتاب های پویا

***

The Witness

PS4 Pro همراه با نمایشگر 4K : رزولوشن ۱۴۴۰p و احتمالا رزولوشن Upscale شده‌ به 4K با فریم ریت ۶۰ بصورت ثابت. متن ها ، منوها و روابط کاربری دیگر با رزولوشن 4k واقعی نمایش داده می‌شوند.

PS4 Pro همراه با نمایشگر 1080p : رزولوشن 1080p به جای 900p و افزایش مقیاس anti-aliasing از 2x به 4x واحد MSAA و فریم ریت 60 بصورت ثابت.

------------------------------------------------------------------

<<لیست بازیهای تائید شده برای PS4 Pro که جزئیاتشان منتشر نشده است>>

Battlefield 1
Call of Duty: Black Ops 3
Call of Duty: Infinite Warfare
Days Gone
Dishonored II
The Elder Scrolls Online: Tamriel Unlimited
Farpoint (Playstation VR)
FIFA 17
Final Fantasy XV
For Honor
Ghost Recon: Wildlands
Horizon: Zero Dawn
Infamous: First Light
Killing Floor 2
The Last of Us: Remastered
Mass Effect: Andromeda
Rise of The Tomb Raider
Spider-Man
Steep
Titanfall 2
Uncharted 4: A thief's End
Watch Dogs 2

------------------------------------------------------------------

<<بازیهایی که در حال حاضر برای PS4 Pro ارتقا پیدا نخواهند کرد>>

Destiny

استدیو‌ی بانجی گفته است فعلا آپدیتی برای PS4 Pro در کار نیست ولی ممکن است بعدا این اتفاق بیافتد.

***

The Witcher 3: Wild Hunt

استدیوی CD Project Red اعلام کرده است که بدلیل تمرکز کامل بر عناوین Cyberpunk 2077 و Gwent ، آپدیتی برای بهبود عنوان The Witcher 3: Wild Hunt در کنسول PS4 Pro در کار نخواهد بود

نقد و بررسی FIFA 17

نقد و بررسی FIFA 17

نویسنده: سینا ربیعی

مدیر پروژه: علی غروبی

گوینده: محمدصالح هاشمی

در مسیر سری‌بازی‌های سالانه همواره یک یا چند نسخه از آن، به عنوان نقاط عطف یاد می‌شوند و می‌توان نسخه 2012 بازی FIFA را چنین نقطه عطفی دانست، اثری که اوج تکامل فرمول نسل گذشته فیفا بود و پس از آن صرفا شاهد ارتقا و تغییرات جزئی آن فرمول بودیم و نه تحول آن؛ حال پس از پنج سال از آن زمان FIFA 17 عرضه شده است و آیا این نسخه هم صرفا یک ارتقا ساده بر همان فرمول مطمئن همیشگی‌ست و یا نقطه عطفی دیگر در سری؟

پیش از شروع بازی چیزی‌ که "فیفا 17" به ما نشان می‌دهد بسیار امیدوار‌کننده است، تغییر موتورگرافیکی (اینبار به شکل واقعی!)، فیزیک قوی و انیمیشن‌های واقع‌گرایانه‌، خبر وجود بخش داستانی و چندین مورد دیگر کافی بود تا عزم سازندگان برای خلق یک نقطه عطف دیگر را نیز مشاهده کنیم. اما فارغ از تمام این اخبار خوش، برای یک فیفاباز حرفه‌ای تنها یک مسئله اهمیت دارد: "گیم‌پلی قوی و شبیه‌ساز گونه" و همیشه هم در زمان تجربه فراتر از بخش داستانی و فوتبال زنان و هزار نوع جزئیات پرزرق و برق دیگر، این گیم‌پلی است که ارزش بازی را نشان می‌دهد.

اولین برخورد با یک بازی سالانه در نوع نگاه ما به آن بسیار تاثیرگذار است، گاهی اوقات در زمان این برخورد اصلا احساس تغییری نمی‌کنید، گاهی اوقات صرفا فکر می‌کنید سازنده با تغییر یک سری الگو ساده سعی کرده بازی خود را ارتقا دهد و قائدتا دستش هم رو می‌شود و گاهی نیز حس یک تحول و چیز کاملا نو و جدید به شما منتقل می‌شود. این برخورد اول با "فیفا 17" بسیار حس الهام‌بخش و نویی را به شما منتقل می‌کند زیرا بازی در برخی از جزئیات پایه‌ای خود بعد از چند سال تغییرات مهمی داشته است. این تغییرات هنوز به مرحله تحول نرسیده اما بعد از تجربیات تکراری که در این مدت داشته‌ایم همین حد هم می‌تواند الهام‌بخش باشد.

(این تریلر بر مبنا گرافیک نسخه دمو که تفاوتی با نسخه اصلی ندارد طراحی شده است)

دانلود با کیفیت HD

حس نو‌ بودن را می‌توان مهمترین دستاورد گیم‌پلی فیفا 17 دانست، در نسخه‌های گذشته و به طور خاص 15 و 16، با دو تا سه‌ماه بازی‌ کردن عملا تمامی نکات ریز و درشت حمله و دفاع دستمان می‌آمد و این شناخت موجب می‌گشت که نوع حمله و دفاع ما و حریفان بسیار یک‌شکل و خطی باشد، حس خطی بودن و اسکریپت بودن جریان بازی نیز بزرگترین مانع برای تنوع تجربه یک اثر است. در این حالت تنها در صورتی سازنده از ورطه تکرار خارج می‌شود که با داشتن قدرت ریسک، برخی از مکانیزم‌های اساسی بازی را با تغییراتی مهم ارائه دهد. چنین چیزی در فیفا 17 به شکل محتاطانه پیاده شده، هر‌چند نمی‌توان گفت یک تحول اساسی رخ داده اما کاملا مشخص است که سازنده با این نسخه خود را برای یک تحول جدی در سال‌ آینده آماده کرده است.

فیفا 17، خمیر‌مایه و پایه‌های یک تغییر بزرگ است و برخی از عناصر این تغییر بزرگ برای نمایش بازخورد‌های آن در این نسخه ارائه شده؛ به طور مثال پس از سال‌ها در زمان اعمال همیشگی بازی یعنی پاس‌دادن، شوت‌زدن سانتر کردن و ... حس می‌کنیم در حال کاری هستیم که نوع ارائه آن با گذشته تفاوت دارد اما نتیجه آن مثل گذشته است. با این مثال می‌خواهم بگویم شاید فیفا 17 فرمول جدیدی خلق نکرده باشد، اما سعی در تست جزئیاتی دارد که زیربنا تحول و فرمول آینده فیفا است.

در کنار تغییرات بخش‌های استاندارد بازی، از لحاظ تِم و تجربه، گیم‌پلی "فیفا 17" همان حس فیزیکی بودن نسخه 15 و روان بودن نسخه 16 را دارد با این تفاوت که بدلیل اضافه شدن صدها انیمیشن جدید و چندین محور تاکتیکی به بازی، شیوه های حمله بسیار عمیق‌تر از گذشته شده است. گیم‌پلی 17 شما را بیشتر تشویق به پاسکاری و روان‌تر کردن جریان بازی می‌کند، فوبیا همیشگی فیفا‌باز‌ها یعنی بازیکنان سرعتی در این نسخه تاثیرگذاری کمتری دارد و یکی از دلایل مهم آن منطقی‌تر شدن سرعت واکنش و چرخش بازیکنان است که کار با توپ را دشوار‌تر از گذشته کرده است.

فیفا 17 بیشتر حس یک شروع را دارد، شروع مسیری جدید برای خلق یک فرمول جدید اما عناصر شکل دهنده این شروع هنوز در کنار هم یک مجموعه منجسم را شکل نداده‌اند. به طور مثال فیزیک توپ بازی ارتقا داده شده اما هنوز برخی تناقضات در سرعت پاس‌، شدت شوت‌ها و واکنش بازیکنان در دفاع وجود دارد.  چنین نقایصی را می‌توان به شکل کوچک در تمام بازی دید اما فیفا 17 یک جرقه و شروع برای خلق یک فرمول جدید است، مثل نسخه‌های اواسط چرخه نسل هفتم که در آنها بسیاری از ویژگی ها با هدف ازمون و خطا ارائه شده بود، فیفا 17 نیز بدلیل ریسک‌پذیری قابل تحسین سازندگان چنین ازمون و خطایی را در برخی از عناصر مهم بازی قرار داده است اما در اکثر آنها نتیجه این آزمون مثبت می‌باشد. بازی هنوز تا رسیدن به یک استاندارد کامل فاصله دارد، همانطور که در نسل هفتم دستیابی به مدینه فاضله‌ای نظیر فیفا 12 چند سال زمان برد اما رسیدن به این هدف باید یک آغاز داشته باشد و این آغاز فیفا 17 است.

اما در چشم‌انداز آینده فیفا به نظر‌ می‌رسد شاهد بخش‌های جدیدی نیز هستیم و مهمترین آن بخش داستانی بازی است. این بخش Journey که شناخته می‌شود، روایتگر سفر شما در نقش بازیکنی به نام "الکس هانتر" است که باید از پایین‌ترین رده تا تبدیل شدن به یک ستاره را با او طی کنید. سازنده سعی داشته حس بازیکن بودن را به مخاطب خود منتقل کند اما حقیقت این است که نه خوشحالی هانتر باعث خوشحالی درون شما می‌شود نه شکست او موجب تحت‌تاثیرقرار گرفتن شما؛ بخش داستانی بازی صرفا یک ایده جدید و جالب است اما نه فلسفه ایجابی آن منطقی است و نه در همین نوع ارائه نیز شاهد ازادی عمل کافی در خلق یک سفر منحصربفرد هستیم. آزادی عمل شما در بازی صرفا در انتخاب تیم و خصوصیات مورد علاقه نظیر پست خلاصه می‌شود اما در مسیر روایت داستان چندان تاثیری ندارید.

در فوتبال واقعی به مانند زندگی، هر لحظه برای یک بازیکن می‌تواند تاثیرگذار باشد، یک شوت در یک مسابقه بزرگ می‌تواند به تیر دروازه برخورد کند و یا می‌تواند با کمی شانس به درون دروازه برود و همین شانس‌های کوچک آینده یک بازیکن را شکل می‌دهد. در مسیر داستانی که شما با الکس هانتر طی می‌کنید نه استرسی دارید، نه هیجانی، نه خوشحالی را تجربه می‌کنید و نه غم و اندوهی زیرا سازنده در ایجاد همذات پنداری بین هانتر و مخاطب شکست خورده، گاها پیش می‌آید که هانتر از شنیدن پیشنهاد یک تیم بزرگ از فرط خوشحالی به اسمان می‌پرد اما در همان لحظه شما به شکل پوچی احتمالا به نمایشگر خیره شده‌اید و دنبال دکمه اسکیپ می‌گردید، شما به هیچ عنوان حس کنترل هانتر را ندارید بلکه "صرفا بیننده‌ای هستید که باید هانتر را براساس مسیری که کارگردان برای شما تعیین کرده جلو ببرید."

بزرگترین چالش بخش Journey فلسفه آن است، اصولا اگر روایت داستان در فیفا بیشتر به شکل ذهنی باشد تا عینی، تاثیر بیشتری بر مخاطب می‌گذارد. فیفا یک اثر نقش‌آفرینی نیست و نمی‌توان انتظار داشت که بخش داستانی بر پایه انتخاب‌هایی عمیق و داستانی چند لایه را تجربه کنیم اما اگر نتوان چنین چیزی را نیز خلق کرد حاصل کار می‌شود چیزی شبیه به Journey که ما در آن صرفا نقش مخاطبی را داریم که باید مسیری که کارگردان طرح کرده را با هانتر طی کنیم و احساس دخالت کافی در تعیین سرنوشت خود را نداریم. نکته دیگر ساختار گیم‌پلی فیفا است، در ابتدا شاید تمرینات هفتگی و پیشرفت قدرت‌های مختلف جذاب باشد اما پس از مدتی بشدت رنگ و بویی خسته‌کننده به خود می‌گیرد و بیشتر دوست دارید هر چه زودتر این مقطع کسل‌کننده سپری شود.

همانطور که گفته شد‌، نمی‌توان با گیم‌پلی فیفا یک داستان چند‌لایه و عمیق را در آورد اما اگر روایت داستانی به جای عینی به شکل ذهنی باشد و خود بازیکن برای خود چالش طراحی کند آنگاه عنصر گمشده بخش Journey یعنی همذات پنداری می‌گیرد. گزاف نیست اگر بگوییم هنوز هم اگر شما بخش Career Mode را بروید و یک تیم کوچک را انتخاب کنید، به مراتب تعامل بیشتری با پدیده فوتبال خواهید داشت، در این حالت این خود شما هستید که برای خود چالش طراحی می‌کنید، مثلا با یک تیم دسته دوم می‌خواهید در ابتدا به دست اول صعود کنید، بعد از دو سال به "چمپیونز لیگ" بروید و بعد از 4 سال فاتح این رقابت‌ها شوید، این چالش‌ها را هیچ کارگردانی برای شما ترسیم نکرده بلکه دست‌مایه ذهن شما هستند به همین دلیل به مراتب عمیق‌تر از یک داستان دم‌دستی و پرزرق و برق است، همین پدیده ذهنی شما را تهییج می‌کند، در شما استرس و ترس و در عین حال شادی و لذت ایجاد می‌کند و نهایتا یا به هدف خود می‌رسید و یا شکست می‌خورید اما تفاوتش با Journey در این است که به طور کامل این شکست و پیروزی را درون خود حس می‌کنید زیرا توسط "خود شما" خلق شده است.

در آخر یکی از قدرت‌های فیفا بی شک مد‌ها و بخش‌های متنوع آن است که ارزش تکرار بازی را بشدت بالا برده است اما به مانند سال‌های اخیر اکثر این بخش‌ها به جز چند تغییر ظاهری، دستخوش تغییری مثبت و تاثیرگذار نشده‌اند. مثلا تغییرات التیمیت تیم و کریر مود متاسفانه چندان تاثیرگذار نیستند، حداقل در مورد التیمیت تیم می‌توان گفت ساختار بازی کامل است و نیازی به تغییر چشمگیر وجود ندارد اما چنین حرفی را در مورد بخش Manager نمی‌توان زد و براحتی می‌توان یک لیست بلند از تغییرات لازم را برای این بخش تنظیم کرد اما در عمل سازنده به سمت ویژگی‌هایی نظیر انتخاب چهره مربی یا ارزش باشگاه رفته که کمترین تاثیر را در تجربه گذاشته است. با این وجود بخش پروکلاب پس از چند سال شاهد تغییرات مهمی بوده است و اکنون شما بسیار واقع‌گرایانه‌تر باید بازیکن خود را براساس عملکرد خود ارتقا دهید و عوامل باج‌دهنده و اسان‌کننده بیرونی کمتر تاثیر‌گذار هستند.

بازبینی تصویری:

در بخش داستانی بیش از آنکه شما در مسیر داستان و زندگی "الکس" تاثیرگذار باشید صرفا مسیری را طی می‌کنید که کارگردان از پیش برای شما تعیین کرده و عنصر تعامل با داستان و توانایی تغییر آن با وجود سیستم انتخاب دیالوگ در سطحی‌ترین حالت ممکن باقی مانده است.

قابلیت انتخاب آواتار و چهره سرمربی در بخش Manager یکی از ویژگی‌های جدید بازی است که بدلیل آماده بودن چهره‌ها چندان هم مفید نیست. شاید اگر توانایی طراحی چهره به گیمر داده می‌شد به مراتب شاهد خروجی بهتری بودیم.

ارتقا ابعاد مالی بخش Manager یکی از معدود تغییرات این بخش در قیاس با سال‌های اخیر است. در این حالت شما می‌توانید براساس عملکرد خود ارزش باشگاه را ارتقا دهید که انصافا هم چالش جذابی‌ست!

از بین تغییرات بازی، به شخصه بیش از همه سیستم پنالتی زنی را دوست دارم، شاید در ابتدا سخت به نظر برسد اما بعد از مدتی متوجه ازادی عمل فوق العاده این سیستم می‌شوید.

بخش پروکلاب در قیاس با سایر‌بخش‌های بازی دستخوش تغییرات بیشتر و تاثیرگذارتری شده است. دیگر خبری از ایتم‌های پرتعداد کاتالوگ برای افزایش قدرت نیست و عملکرد شما در حین بازی بیش از همیشه در رشد بازیکن شما تاثیر دارد.

نکات مثبت

تغییرات و عناصر جدید گیم‌پلی که حس نویی را در بازی ایجاد کرده است

عملکرد عالی موتورگرافیکی Frostbite 3

ارتقا هوش‌مصنوعی بازیکنان در ساماندهی دفاعی

ایده های فوق‌العاده بکار رفته در کرنر‌ها، پنالتی‌ها و ضربات ایستگاهی

نکات منفی

فلسفه کلی بخش Journey

کماکان بین سطح طراحی لیگ انگلیس و سایر لیگ‌ها اختلاف فاحشی به چشم می‌خورد

بی‌توجهی به بهبود و گسترش بخش Carrer Mode

سخن آخر

تا سال قبل می‌توانستیم بگوییم فیفا هنوز در حال خوردن میوه‌های درختی است که نسل گذشته کاشته بود و به فکر کاشتن درخت جدیدی نیست، اما فیفا 17 می‌تواند شروعی برای کاشتن این درخت جدید باشد، درختی که همراه خود با حفظ ریشه‌های گذشته فرمول جدیدی را در گیم‌پلی می‌تواند به ارمغان بیاورد. فیفا 17 برای کسانی که سالهاست به فرمول گیم‌پلی فیفا عادت کرده‌اند بهترین انتخاب است، هنوز زود است که بگوییم فیفا 17 فرمول جدیدی را ارائه داده زیرا بستر و زیربنا بازی همان فرمول و قالب گذشته است، اما جزئیات جدید اضافه شده به بازی این امیدواری را می‌دهد که بزودی و در نسخه‌ آینده شاهد تحول مورد انتظار باشیم، تحولی که در نسل هشتم مدت‌هاست به دنبالش هستیم.

Pros

The adjustments and new features in gameplay give a novel feeling to the game

Frostbite 3’s excellent performance

Upgraded A.I. in the defensive line’s organization

Exceptional usage of ideas in set pieces

Cons

“Journey’s” ideology

There’s still a considerable dip in quality from English Premier League to others

Negligence towards career mode’s improvement and expansion

Verdict

‘Till last year, we could say that FIFA was using off the features it implemented last generation with no thoughts of innovation, But FIFA 17 can be a new start for the series, keeping its roots intact while introducing a new formula. For the audience that are used to the series core gameplay, FIFA 17 is simply the best choice. But it’s early to say whether FIFA 17 is an all new game since the bedrock is still the same as before. But with the new features we’re hopeful for an evolution in the next title, Something that we’ve been waiting for in the 8th generation

گوشی موبایل سونی مدل Xperia X

نقد و بررسی متخصصین دیجی کالا

سونی پس از سه سال تولید گوشی‌های خانواده‌ی Z، نهایتا به این نسل از محصولات خود پایان داد و از این پس گوشی‌های خود را در سری جدید X به فروش می‌رساند. همان‌طور که می‌دانید این سازنده‌ی ژاپنی، فراز و نشیب‌های زیادی با گوشی‌های سری Z داشت و با برخی گوشی‌های خود توانست در قلب کاربران جای گیرد و با برخی دیگر، خیلی‌ها را دلسرد کرد. حال سونی با توجه به تمام اندوخته‌ها و تجربیات تلخ و شیرینی که در زمینه‌ی گوشی‌های هوشمند به دست آورده، گوشی‌های سری X را در چهار مدل XA، X، X Performance و XA Ultra تولید کرده است. سونی بیش از هر چیز دیگری به کیفیت ساخت و دوربین در این گوشی‌ها تمرکز کرده است. یکی از مدل‌های سری X که سونی تعادلی منطقی از کارایی و کیفیت را در آن رعایت کرده، اکسپریا X است. این محصول در زمره‌ی گوشی‌های میان‌رده‌ی سونی قرار دارد و از قیمت نسبتا بالایی برخوردار است. اما قیمت بالای این گوشی نسبت به دیگر میان‌رده‌ها را می‌توان در دوربین‌های باکیفیت و بدنه‌ی خوش‌ساخت دانست. با ما همراه باشید تا نگاهی دقیق به این محصول سونی بیندازیم.

طراحی و ساخت

ازنظر ما، مهم‌ترین ویژگی در طراحی محصولات یک سازنده، اصالت و استفاده از زبان طراحی یکسان است. برای مثال طراحی ماشین‌های BMW را در نظر بگیرد. زبان طراحی تمام خودروهای این سازنده‌ی آلمانی به‌قدری شبیه به یکدیگر است که اگر از فاصله‌ی دور هم یکی از این ماشین‌ها را در خیابان ببینید، قادر به تشخیص شرکت سازنده‌ی آن خواهید بود. خوشبختانه این داستان در مورد گوشی‌های سونی هم صدق می‌کند. زبان طراحی اکسپریا X با پرچم‌دار قبلی این شرکت یعنی اکسپریا Z5 مو نمی‌زند و از طراحی «آمنی بالانس» پیروی می‌کند. اما مهم‌ترین تفاوت ظاهری گوشی‌های سری X با Z در جنس بدنه‌ی آن‌هاست. سونی پس از سال‌ها، دست از استفاده‌ی شیشه‌ی مات یا براق در گوشی‌های بالارده‌ی خود کشید و از فلز استفاده کرد. استفاده از این بدنه، مرغوبیت خاصی به X بخشیده است. ازنظر ما مهم‌ترین مزیت این جنس بدنه نسبت به شیشه، عدم جذب چربی و اثرانگشت است و این موضوع هیچ وابستگی به رنگ محصول ندارد. اکسپریا X در چهار رنگ سفید، مشکی، طلایی و رزگلد تولید شده است.

تفاوت دیگری که بین طراحی دو نسل گوشی X و Z وجود دارد، مربوط به محل قرارگیری اسپیکرهای آن‌ها است. دو اسپیکر استریوی اکسپریا X در مرکز لبه‌ی بالا و پایین نمایشگر قرار گرفته‌اند. سونی با به کار بردن این تدبیر، توانست کاری کند که فضای خالی موجود در بالا و پایین نمایشگر چندان به چشم نیاید و تو ذوق کاربر نزند. کیفیت این اسپیکرهای به‌قدری خوب است که اگر انتظار یا وسواس زیادی به کیفیت صدا نداشته باشید، راضی‌تان نگه می‌دارد. در غیر این صورت، صدای نه‌چندان بلند، نبود بیس (Bass) و اعوجاج در صداهای بلند می‌تواند در تجربه‌ی موزیک گوش دادن شما با اکسپریا X تاثیرگذار باشد.
حال بیایید به سراغ لبه‌های این گوشی خوش‌ساخت برویم. لبه‌های X کاملا پلاستیکی است و کیفیت نسبتا خوبی دارند. مانند گذشته، سونی تمام کلیدهای این گوشی را روی لبه‌ی سمت راست قرار داده است. کلید پاور که با حسگر اثرانگشت ادغام شده در مرکز این لبه وجود دارد و پایین‌تر از آن کلیدهای تنظیم صدا و شاتر به چشم می‌خورند. در تجربه‌ی چند روزه‌ای که ما با این گوشی داشتیم، چندان از موقعیت کلیدهای کم‌وزیاد کردن صدا راضی نبودیم و دوست داشتیم این کلیدها در بالای کلید پاور جای داشتند تا دسترسی راحت‌تری داشته باشند.

حسگر اثرانگشت

حسگر اثرانگشت اکسپریا X واقعا عملکرد سریع، دقیق و قابل‌ستایشی دارد. سرعت این حسگر به‌قدری زیادی است که در کسری از ثانیه قفل نمایشگر را باز می‌کند. بگذارید کمی ملموس‌تر صحبت کنیم. برای باز کردن قفل نمایشگر این گوشی، ابتدا نیاز است تا نمایشگر را با کلید پاور روشن کنید و سپس انگشت خود را روی حسگر اثرانگشت قرار دهید تا صفحه آنلاک شود. نکته‌ی جالب ماجرا آنجاست که سرعت بالای این حسگر حتی این اجازه را به شما نمی‌دهد تا صفحه‌ی لاک‌اسکرین را ببینید. یعنی پس از فشردن دکمه پاور، گوشی آنلاک می‌شود!
حتما برایتان پیش‌آمده که در اثر گرما یا استرس، دستتان عرق کند و در آن شرایط بخواهید قفل نمایشگر را با حسگر اثرانگشت باز کنید. متاسفانه باید بگوییم که تاکنون ما به گوشی‌ای برنخوردیم که بتواند در این شرایط اثرانگشت ما را تشخیص بدهد. حسگر اثرانگشت اکسپریا X هم به همین‌گونه است. شاید این مهم‌ترین موضوعی باشد ما از این حسگر اثرانگشت داشتیم و سونی اهمیتی به آن نداده است. نکته‌ی منفی دیگر این حسگر اثرانگشت مربوط به شرایطی است که گوشی روی میز قرار دارد و می‌خواهید نمایشگر را آنلاک کنید. کار با این سنسور در این حالت کمی سخت است و در اکثر مواقع گوشی نمی‌تواند اثر انگشت را شناسایی کند.

نمایشگر

بیش از هر چیز دیگری دو مورد در نمایشگر 5 اینچی این گوشی سونی جلب‌توجه می‌کند. نخست لبه‌های خمیده‌ی و بعد قابلیت وایت بالانس آن است. سونی از نمایشگر 2.5D در این محصول استفاده کرده. حاشیه‌های سمت چپ و راست نمایشگر X دارای انحنای بسیار کمی است و در ارگونومی دستگاه بسیار تأثیرگذار است.
مانند بسیاری از گوشی‌های میان‌رده، سونی هم از وضوح تصویر Full HD در نمایشگر اکسپریا X استفاده کرده. اما برتری نمایشگر این گوشی نسبت به هم‌رده‌های خود مربوط به شارپنس و روشنایی خوب آن است. علاوه بر این سونی دو فناوری IPS و Quantum Dot را در نمایشگر این محصول به کار برده تا نمایشگر X هم زوایای دید خوبی داشته باشد و هم رنگ‌ها را جذاب‌تر و اشباع تر نشان دهد. استفاده از این فناوری نام ‌برده شده در X سبب شده تا رنگ سفید آن کمی به آبی متمایل شود. البته اگر از این حالت خوشتان نمی‌آید، می‌توانید به وسیله‌ی قابلیت وایت بالانس (White Balance) در تنظیمات نمایشگر، دمای رنگ گوشی را شخصی‌سازی کرد. در این تنظیمات سه نوار مربوط به RGB (Red,Green,Blue) وجود دارد که می‌توانید درصد هر رنگ را بنا به سلیقه‌ی خود تنظیم کنید.

سخت‌افزار و باتری

اکسپریا X قدرت سخت‌افزاری خود را از تراشه‌ی اسنپدراگون 650 و دو پردازنده‌ی چهار هسته‌ای Cortex-A72 و Cortex-A53 می‌گیرد. همچنین یک رم سه گیگابایتی از نوع DDR3 این مجموعه را همراهی می‌کند و عملکردی خوب و روانی برای این گوشی به همراه دارد. به‌طورکلی می‌توان تراشه‌ی اسنپدراگون 650 را نسخه‌ی به‌روزتر اسنپدراگون 808 دانست که پیش‌ازاین در گوشی نکسوس 5X دیده بودیم. نتایج بدست آمده از بنچ‌مارک‌ها به‌خوبی نشان می‌دهند که گوشی اکسپریا X با تراشه‌ی اسنپدراگون 650 عملکرد بهتری نسبت به نکسوس 5X با پردازنده‌ی اسنپدراگون 808 دارد. البته اسنپدارگون 650 لیتوگرافی 28 نانومتری و اسنپدارگون 808 لیتوگرافی 20 نانومتری دارد. اکسپریا X تقریبا عملکردی مشابه با دیگر گوشی سونی یعنی اکسپریا Z5 دارد.
اکسپریا X دارای دو شیار سیم‌کارت است که از شیار دوم آن می‌توان برای گذاشتن سیم‌کارت یا کارت حافظه‌ی microSD استفاده کرد. از دیگر قابلیت‌های این گوشی می‌توان به فناوری NFC و پشتیبانی از USB OTG اشاره کرد. گفتنی است چیپ NFC اکسپریا X برخلاف اکثر گوشی‌ها و تبلت‌ها بر قاب پشتی قرار ندارد و در گوشه‌ی سمت چپ نمایشگر است.

برخلاف گوگل، ال‌جی و اچ‌تی‌سی، شرکت سونی وداع زودهنگامی با درگاه microUSB در گوشی‌های بالارده‌ی خود نداشت و ترجیح نداده تا از درگاه بازگشت‌پذیر و با سرعت شارژ بالای USB Type C در اکسپریا X استفاده کند. اما در عوض می‌توان برای شارژ سریع این گوشی، از Quick Charger HCH12 استفاده کرد. این شارژر می‌تواند در مدت‌زمان 10 دقیقه گوشی اکسپریا X را به‌قدری شارژ کند تا 5.5 ساعت از آن استفاده کنید. علاوه بر این، سونی ادعای قدیمی خود در مورد شارژدهی گوشی‌های هوشمندش را در مورد اکسپریا X تکرار کرده است. ادعایی که چندان به واقعیت نزدیک نیست. باتری 2620 میلی‌آمپرساعتی این گوشی می‌تواند در کاربری ترکیبی، نهایتا تا یک روز یا کمی بیشتر شارژ نگه دارد.

سیستم‌عامل و دوربین

اندروید مارشملو (نسخه‌ی 6.0.1) به همراه رابط‌کاربری اختصاصی سونی (Xperia UI) برای اکسپریا X در نظر گرفته شده است. مانند بخش‌های دیگر، ما در بخش سیستم‌عامل هم به بیان مهم‌ترین نکات می‌پردازیم. به‌طور خلاصه می‌توان گفت که رابط‌کاربری اکسپریا X تغییر زیادی نسبت به Z5 نداشته و همچنان اندروید گوشی‌های سونی شباهت‌های زیادی به اندروید استوک (خالص) دارند. اما سونی در بخش سیستم‌عامل این گوشی نیم‌نگاهی به iOS 9 داشته و از برخی ویژگی‌های آن الهام گرفته است. برای مثال در صفحه‌ی سمت چپ منوی برنامه‌ها، لیست پیشنهادی از برنامه‌های پرکاربرد و برنامه‌های محبوب که هنوز آن‌ها را روی گوشی نصب نکرده‌اید، پیش روی‌تان قرار می‌دهد. همچنین با سوایپ کردن در صفحه‌ی منوی برنامه‌ها یا هوم‌اسکرین (از بالا به پایین)، بخش جستجو ظاهر می‌شود.
باوجود آن‌که سونی امکانات زیادی برای سیستم‌عامل این گوشی در نظر نگرفته، اما به‌طور تعجب‌آوری بخش سیستم‌عامل اکسپریا X حجم زیادی از حافظه‌ی داخلی دستگاه را اشغال کرده است. در نسخه‌ی 64 گیگابایتی این گوشی، چیزی حدود 15 گیگابایت دستگاه توسط اندروید پر شده است که واقعا زیاد به نظر می‌رسد!
برخلاف اکسپریا Z5، اکسپریا X از زبان فارسی در منوها پشتیبانی نمی‌کند، اما می‌توان زبان فارسی را به کیبورد آن اضافه کرد. روی هم رفته باید بگوییم که اکسپریا X از نظر سیستم‌عامل و رابط‌کاربری گوشی‌ای جذاب، روان و بدون پیچیدگی است.

همان‌طور که گفتیم، سونی در اکسپریا X تمرکز ویژه‌ای روی دوربین کرده است. دوربین اصلی این گوشی را یک حسگر 23 مگاپیکسلی با دریچه‌ی دیافراگم f/2.0 تشکیل می‌دهد که در شرایط نوری مناسب، می‌تواند عکس‌های خیلی خوبی بگیرد. اما این دوربین نمی‌تواند حتی باوجود فلش LED در محیط‌های نسبتا تاریک، عکس‌هایی با جزئیات بالا ثبت کند.
دوربین اصلی اکسپریا X چند مورد ناراحت‌کننده دارد. نخست آن‌که تصاویر گرفته شده با این دوربین دارای نویز قابل‌توجهی است و رنگ‌ها اشباع شده‌ هستند و فاصله‌ی زیادی با واقعیت دارند. همچنین این گوشی پردازش نسبتا زیادی در زمان نشان دادن کامل عکس‌ها دارد. اکسپریا X برخلاف Z5 قادر به فیلم‌برداری 4K نیست و نهایتا می‌تواند با کیفیت Full HD به فیلم‌برداری بپردازد. دوربین دوم این گوشی هم 13 مگاپیکسلی است و برای سلفی گرفتن و مکالمه‌ی ویدئویی کاملا مناسب به نظر می‌رسد.

جمع‌بندی

میان‌رده‌ی قوی یا پرچم‌دار ضعیف؟
مشخصات اکسپریا X به گونه است که آدم در میان‌رده یا پرچم‌دار بودن آن مردد می‌شود. این گوشی برخی امکانات گوشی‌های بالارده و برخی مشخصات گوشی‌های میان‌رده را دارد. X کیفیت ساخت بالای پرچم‌داران را دارد و کیفیت عکس‌های آن می‌تواند تنه به تنه‌ی گوشی‌های بزرگ بزند. اما تراشه‌ی اسنپدارگون 650 در کنار نمایشگر نه‌چندان خیره‌کننده این محصول نمی‌گذارد تا ما به چشم یک پرچم‌دار به آن نگاه کنیم. جان کلام آن‌که اکسپریا X گوشی میان‌رده‌ای است که از اکثر میان‌رده‌های بازار یک سر و گردن بهتر است ولی قیمتی پرچم‌دار گونه دارد.

نگاهی به راهکارهای ایسوس در زمینه خلق صدا در دنیای بازی ، صدایی که شما را قهرمان می کند

اثربخشی صوت در دنیای بازی های رایانه ای منجر به لذت چند برابر از این تفریح می شود و شما را وارد دنیای مجازی بازی ها می کند. شرکت ایسوس به عنوان قدیمی ترین کمپانی سخت افزار کامپیوتر مخصوص بازی، راهکارهای متنوعی را در زمینه تجهیزات صوتی مخصوص بازی، برای داشتن حس بهتر ارائه کرده است:

gaming-sound-1

هدست های مخصوص بازی

هدست و بلندگو های حرفه ای به همراه سخت افزار مناسب، قطعا بازی را جذاب تر می کند. سازندگان بازی با ارائه صدای چند کاناله، حس و حال مجازی بازی را برای گیمرها و دوست داران دنیای بازی های رایانه ای واقعی تر می کنند. ایسوس هم در تولیدات متنوعی از هدست های مخصوص بازی خود، با به کار گیری از آخرین فناوری ها، پیاده سازی جذاب تر جلوه های صوتی و تقویت قدرت صدا با سخت افزار قدرتمند، تعریفی جدید از بازی ارائه کرده است.

هدست های حرفه ای و مخصوص بازی ایسوس با در نظرگرفتن نیازهای یک گیمر واقعی، طراحی و تولید می شوند. استفاده از مگنت های پریمیوم نئودیمیومی، طراحی بر پایه اصول ارگونومی، به کار گیری قطعات و پوشش ای با طول عمر بالا به همراه رابط های نرم افزاری/ سخت افزاری مناسب در خط تولید هدست های مخصوص بازی ایسوس رعایت شده است تا گیمرها، بیشترین لذت صوتی را از بازی ببرد.

headsets

کارت صدای مخصوص بازی

صدا نیز مانند سایر داده ها در کامپیوتر نیازمند پردازش های پیچیده است. پردازش صدا و دقت در ایجاد فرکانس های مختلف صوتی، باید توسط یک پردازنده صوتی حرفه ای برای پخش آماده شود. یک کارت صدای مناسبت برای بازی باید از تجهیزات قدرتمند صوتی استفاده کند تا بتواند جوابگوی هدست ها و اسپیکرهای قدرتمند با توان بالا باشد. ایسوس در تولید کارت های صدا، از قدرتمند ترین چیپ های پردازنده صوتی، DAC فراتر از استاندارد صوتی و راهکارهایی مانند تفکیک فیزیکی کانالهای صدا از هم، طراحی ظاهری گیمرپسند، پردازش صدای مخصوص بازی را به بهترین حالت ممکن فراهم می کند.

پردازش صدا و تولید صدای قدرتمند و واضح در دنیای بازی،  نهایت خلاقیت ایسوس نیست! علاوه بر سخت افزار قدرتمند، ایسوس با نرم افزارهای متعدد و کارامد مانند Sonic Radar Pro و Sonic Studio، لذت شنیدن صدا را به بهترین حالت ممکن رد دسترس گیمرها قرار می دهد.

sound-cards

صدا درمادربوردهای مخصوص بازی

ممکن است تهیه کارت صدای حرفه ای و مخصوص بازی برای برخی از گیمرها اندکی پر هزینه باشد. ایسوس با پیاده سازی و استفاده از سخت افزار مناسب در مادربوردهای مخصوص بازی خود، گیمرها را در زمینه صدای مخصوص بازی همراهی می کند.

کارت صدای موجود در مادربوردهای مخصوص بازی ایسوس مجموعه کامل از سخت افزار و نرم افزار متناسب برای پردازش و تبدیل صدا را دارا می باشند. در برخی از مدل ها مانند RAMPAGE V EDITION 10، ایسوس با افزونه هایی مانند پنل SupremeFX Hi-Fi، قدرت این کارت های صوتی را حتی از کارت صوتی مجزا، بیشتر کرده است.

mothrboards